روایت دولت زاده از ترجمه تازه اش



اغراق نیست اگر «چیزی که دور گردنت حلقه می‌زند» را از معدود آثار موجود در بازار نشرمان بدانم که از آن طریق قادر به آشنایی با بخشی از ادبیات نیجریه و حتی فراتر از آن قاره آفریقا هستیم. اصلاً یکی از مهم‌ترین دلایلی که علاقه مندی‌ام به ترجمه ادبیات آفریقا را سبب شد همین فقدان بود؛ اما چرا به سراغ ترجمه «چیزی که دور گردنت حلقه می‌زند» رفتم؟ این کتاب که دربردارنده 12 داستان کوتاه از «چیماماندا نِگزی آدیچی»، نویسنده مشهور نیجریایی است، نویسنده‌ای که شاید سال‌ها از مهاجرت او به امریکا بگذرد اما هنوز هم مهم‌ترین دغدغه‌اش روایت رنج و دردی است که مردمان این بخش از جهان متحمل می‌شوند، هر چند که شاید از جهاتی هم بتوان آن را کتابی جهانشمول دانست، مضامین اصلی به کار رفته در این مجموعه داستان بر بحران مهاجرت و ناسازگاری‌های ناشی از آن با محیط تازه و آدم‌ها و شرایطی که فرد مهاجر خود را با آنان در تضاد می‌بیند شکل گرفته است. افرادی گریزان از فساد اقتصادی و سیاسی حاکم بر سرزمین‌های خود که تازه بعد از مهاجرت خود را در مواجهه با شکل دیگری از مشکلات و حتی فقر می‌بینند. از حس بیهودگی گرفته تا تلاش برای بازیافتن هویتی که در سرزمین آرزوهای خود گم کرده‌اند. از این جهت معتقدم این مجموعه داستان نه تنها بخشی از مشکلات ساکنان کشورهای آفریقایی را به تصویر کشیده بلکه آن را می‌توان در دایره ادبیات مهاجرت، در تلاش برای بیان دغدغه‌های جوانان کشورهای جهان سومی دانست که برای دستیابی به آرمان و آرزوهای خود مشکلات مهاجرت را به جان می‌خرند و روانه کشورهای غربی و امریکایی می‌شوند اما در نهایت درمی یابند که مهاجرت کلید حل مشکلات آنان نیست. و اما یکی دیگر از مسائلی که در جلب توجه من به ترجمه این کتاب مؤثر بوده به نوع نگاه «چیماماندا نِگزی آدیچی» باز می‌گردد، این نویسنده زن در کنار توجهی که به بیان مشکلات آفریقایی‌ها دارد نگاهی ویژه به مصائب اجتماعی و فرهنگی پیش روی زنان نیجریه‌ای هم دارد، مشکلاتی که حتی فراتر از نیجریه، زندگی بخش قابل توجهی از زنان جهان بویژه در کشورهای آسیایی و آفریقایی را شامل می‌شود. نکته‌ای که بد نیست به آن اشاره کنم الزامی است که در تغییر نام کتاب برای کمک به درک بهتر آن از سوی مخاطب ایرانی داشتم، عنوان اصلی کتاب با کمی تغییر تقریباً «چیزی دور گردنم» است که آن را با «چیزی که دور گردنم حلقه می‌زند» جایگزین کردم. داستان‌های این مجموعه با‌وجود برخورداری از موضوعات مستقل، به مضامین مشترکی اشاره دارند. همان طور که اشاره شد بخشی از ماجراهای این کتاب به آدم‌هایی بازمی گردد که در نتیجه این شرایط ناچار به مهاجرت شده‌اند، شخصیت‌هایی که به‌دنبال بحران هویتی که با آن روبه‌رو شده‌اند دائم در جست‌و‌جوی گمشده‌ای هستند. از سوی دیگر بخش عمده‌ای از شخصیت‌های این کتاب را زنانی تشکیل می‌دهند که در کشمکش چرایی بی‌عدالتی نسبت به خود و نقد جامعه مردسالار هستند؛ در یکی از داستان‌ها با زنی نیجریه‌ای روبه‌رو می‌شوید که به خاطر فقر تن به ازدواج با مردی ساکن امریکا می‌دهد، مردی که حتی یکمرتبه هم او را ندیده است. در سفر به شهر محل سکونت همسر آینده‌اش با مردی روبه‌رو می‌شود که با‌وجود پذیرفتن مشکلات مهاجرت برای دستیابی به آزادی و عدالت، در باطن به همان نگاه مردسالار زادگاه خود اصرار دارد و رفتاری که در خانه از او می‌بینیم خلاف شعارهایی است که سرمی دهد. مطالعه این کتاب نه تنها قادر به معرفی بخشی از ادبیات آفریقا به مخاطبان است بلکه قادر به صحبت از دغدغه‌های مشترک بخش قابل توجهی از ساکنان زمین است. این نخستین مرتبه‌ای نیست که کتاب این نویسنده ترجمه شده، کتاب مذکور پیش‌تر از سوی زهره فرجی هم ترجمه شده بود که تنها هشت داستان را شامل می‌شد و حالا در این کتاب هر 12 داستان پیش روی مخاطبان است.

آدرس مطلب http://www.irannewspaper.ir/newspaper/page/7393/14/548304/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
ویژه نامه
ایران عصر